گل ها همه آفتابگردانند

با اجازه بزرگتر ها؟

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۱۰ ب.ظ
امروز داشتم به مکالمه ای که توی دفتر مشاوره بین ما گذشت فکر می کردم.
همسر عزیزم: شما فرض کنید رفتید بیرون شهر! بعد نباید زنگ بزنید به مامانتون؟
مشاور: لزومی نداره اصلا خبر رفتن رو بدید که خبر برگشت رو هم به دنبالش مجبور شید اعلام کنید! وقتی میتونید بگید که مسافرت یک روزه باشه. مثلا شب برنگردین خونه! اونم فقط در حد اطلاع که "سلام! من دارم میرم بیرون شهر" و وقتی اطلاع دادید، خداحافظی کنید. طوری نشه که تبدیل بشه به اجازه! 
چون وقتی ازدواج کردید، مستقل شدید. قراره به عنوان یک خانواده جداگانه برای خودتون زندگی کنید. حالا وقتشه که بجای مشورت با مادر و پدرتون، با هم مشورت کنید. وقتشه بزرگ شید و اولویت هاتون رو تغییر بدید. الان ازدواج کردین و وقتشه از استقلالتون لذت ببرید. وقت تصمیم گیری های دو نفره است.

وقتی این جمله را شنیدم، تمام زندگی متاهلیم از جلوی چشم هایم گذشت. من و همسرم درک درستی از هم داریم و از نظر عاطفی، احساسی و ... هم را رشد می دهیم ولی... ولی اکثرا دعواهایی که داشتیم، دلخوری و ناراحتی های زندگیمان، سر عدم رعایت همین اصل مهم بود. اصلی که به راحتی میشد کسی به ما آموزش دهد. ولی خب! در ایران فقط گروه خونی را چک می کنند. 

یادم است ما میخواستیم با ماشین برویم سفر و از آنجایی که این اصل را نمیدانستیم به حالت اجازه با خانواده همسرم در میان گذاشتیم و این شد دلیلی برای دعوا! دلخوری! کدروت و ناراحتی! اگر این اصل را می دانستیم خیلی راحت ماشین را برمیداشتیم و خبر میدادیم که ما تصمیم گرفته ایم برویم سفر و خب! خداحافظ!

اگر این اتفاق می افتاد. من احساس خوبی پیدا می کردم و همسرم احساس قدرت داشت که می تواند یک زندگی را با نیروی تصمیم گیری خودش بچرخاند. حس می کنم خیلی از مشکلات ما زوج ها، از همین عدم آگاهی است. از همین چیزهای ساده ای که کسی نبوده به ما آموزش دهد. همین چیزهای ساده ای که کافیست فقط 2 ساعت از هفته را پای صحبت کارشناسش بشینی. شاید فقط 50 ساعت از سالت را بگیرد ولی یک عمر تو را عاشق و خوشحال نگه میدارد. 
۹۷/۰۲/۰۴
محدثه ..