گل ها همه آفتابگردانند

در حاشیه

جمعه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۴۴ ق.ظ

این روز ها خنداننده ی برتر در خندوانه بهانه ای بود تا لذت ببریم و یک رقابت برد و باختی سالم را به رای بگذاریم و از کمدین مورد علاقه مان حمایت کنیم. اما نگذاشتند. ریطش دادند به جنبش های رنگی. به شولاهای سپید. به قلاده های طلا. ربطش دادند به هزار جریان سیاسی که اصل مسابقه را انداخت توی جاده ی فرعی و به عادت ایرانی جماعت رفتیم توی خط حاشیه و حاشیه پردازی. 

مدتی بطرز افراطی وارد اینستاگرام شدم. آش دهن سوزی نبود اما فکر کردم از آنجا می شود یاد گرفت. تا توانستم پیج های شعر و آدمهای بزرگ و متنهای قشنگ را دنبال کردم و در مدت کمی فهمیدم که دارم فقط یک مشت حاشیه را دنبال می کنم! پیج های اینستاگرامی که برای ما ایرانی ها تهیه شده، و ما را دعوت می کند پر از جنگ های اعصابی است که خودمان برای خودمان درست میکنیم. زیر هر عکسی یک عده دارند دعوا می کنند. سر چه چیز؟!
اگرعکس یک خانم با بیکینی یا چادر باشد حتما یک عده دارند سر حجاب و بی حجابی حرف می زنند! 
اگر پیج یک روحانی بزرگ باشد حتما یک عده دارند سر دین دار بودن یا نبودن او بحث می کنند!
اگر پیج یک بازیگر باشد سر زندگی خصوصیش و ...

آن وقت آن روحانی بزرگ مجبور است اعاده ی شخصیت کند. آن بازیگر مجبور است هشدار بلاک بدهد. آن خانم مجبور است بیاید بنویسد زیر پیج من جای بحث های مذهبی نیست. پیج شخصی است تفنگ که نگذاشته ام پس گردنت که نگاه کنی! بعد دوباره فحاشی مردم در کامنتها و این جاست که باید مثل فیلمهای هالیوودی نوشت: to be continued!

"امیدوارم این یه عده طفلکی یه روز از قضاوت های مسمومشون دست بکشن که بتونن آرومتر زندگی کنن. میدونم باز یه عده میخوان زیر این پست با تهوعهاشون سرگرم بشن ولی مهم نیست. "

این یک پست رامبد جوان است که دوستش دارم چون خودش را درگیر جوابیه دادن به مردم نکرده! خودش را درگیر توجیه مردم برای قضاوت های درست یا نادرستشان نکرده. به نظرم وقتی قشر عام ما حیا را بوسیده اند و مدام قضاوت و بد و بیراه هایشان را می نویسند زیر پست های دیگران بهترین کار این است که صاحب پیج خودش را درگیر بازی های آنها نکند و بگذارد برای خودشان در هوای کثیف حاشیه تنفس کنند.

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۲۷
محدثه ..

نظرات  (۱۸)

قضاوت کردن بلد نیستیم، قضاوت نکردن که دیگه بلدیم، مگه نه؟
پاسخ:
هوومم! :)

«به تو چه!!!» این یه جمله‏ی سازنده‏س که باید موقع قضاوت کردن به خودمون بگیم

پاسخ:
چه کوبنده! :))
۳۰ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۵۱ رفیعه رجعتی
دقیقن!!
پاسخ:
:)
۳۰ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۲۶ فاطیما کیان
هوای کثیف حاشیه رو میشه توی کامنت های وبلاگامون هم دید ,من که یک آدم معمولی با یک وبلاگ معمولیم بعضی اوقات دوست دارم سرم رو از بعضی کامنت ها به دیوار بکوبم و یا طرف رو از پشت سیستم خفه کنم ! واقعا نمیدونم این ادم های مشهور چطوری هزاران کامنت بی تربیتی و فحش و ناسزا و قضاوت رو تحمل میکنن و پیج دارن ! این صبرشون ستودنیه 
پاسخ:
فکر میکنم پیجشون دست خودشون نیست مثلا یکی از نزدیکاشونه. آخه مگه وقت دارن که پیجم اداره کنن این آدمای مشهور؟!!
۳۰ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۳۵ رها مشق سکوت
من همیشه برام سواله که مردمی که اینقدر موشکافانه به رفتار همدیگه کار دارن و خیلی راحت نظر میدن و قضاوت میکنن، چندثانیه در روز، به زندگی خودشون فکر میکنن؟ چندثانیه در روز، رفتارهای خودشون رو اینقدر دقیق بررسی میکنن؟
رامبد جوان رو دوست دارم، و وقتی دیدم همچین پستی گذاشته، از رفتارش خوشم اومد. یه کلیپی هست که در مورد قضاوت و یه حدیث از امام صادق صحبت میکنه، اون رو خیلی دوست دارم، شده یه آلارم برام که وقتی میخواد در مورد کسی چیزی از ذهنم رد بشه، سریع یاد حرفش میفتم
پاسخ:
یادم ازین شعر افتاد با این نظر خوبتون:
ساعتی میزان آنی، ساعتی موزون این
بعد ازین میزان خود شو تا شوی موزون خویش
من نمیدانم چرا انقدر زور میزنیم مدرک های بی ربط بگیریم . 
دکتر مهندس کارشناس متخصص ..... 
آخر ما که همه قاضی هستیم !تمام وقت رای صادر میکنیم .  اضافه کاری هم میرویم اجرای حکم ! 


پاسخ:
چه زیبا :) 
۳۱ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۲۱ محدثه کوهپایی
خیلی خوب گفتی...
همش دعوا میکنیم...
همش میخوایم نظرمون رو تحمیل کنیم
همش میخوایم واسه نوع زندگی بقیه تصمیم بگیریم...
همش..
همش..
پاسخ:
حیف وقت هامون :/
وقتی وارد دنیای مجازی میشیم بدی ها و خوبی هاش رو در کنار هم باید قبول کنیم.
پاسخ:
موافقم!
+خوبه اگه بتونیم گاهی فرهنگم بسازیم ؛)
کی میخوان یاد بگیرن...مردممنونو میگم...ینی اینقد بیکارن؟؟به رامبد جوان و تحسین میکنم.همین.
پاسخ:
والا برای منم وقت مردم خیلی سواله!!
"گذشت" واقعا سخته
باید کار کنیم...
پاسخ:
هومم! درسته. 
درود
من خندوانه رو نگاه نکردم اصلا
اما سیاه نارگیله رو دوس دارم
مردم ما فقط قضاوت میکنن عادته نمیشه ترکشون
پاسخ:
همه چی نارگیله. :))
باید روی خودم کار کنم. قضاوت نکردن خیلی خوبه. :)
۰۸ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۲ نیمه سیب سقراطی
اصلا یه عده بیکارن به خدااااااااااااا ، والاع ! :|
پاسخ:
:)
۱۷ مهر ۹۴ ، ۱۰:۵۱ مسعود سلطانیان
پشت هر نفرتی ترسی پنهانه. نفرت تو از حاشیه پردازی
پاسخ:
 من گفتم بیاین بیتفاوت باشیم نسبت به حاشیه ها و بیتفاوتی در نفرت ریشه نداره. اوکی؟!
برادر داشتن خودش نصف فنجونو پر میکنه به تنهایی!
اون داستانو خیلی دوست داشتم. تصویر سازی هاش عالی بودن. فرصت نشده بود ازش تعریف کنم:) 
پاسخ:
برادر داشتن رو خوب اومدین. :))
مرسی. خوشحالم که دوستش داشتین. :)
۰۷ آبان ۹۴ ، ۰۸:۳۹ شاگرد راننده

""مهربانی که تحریم نیست""

چرا، هست !!!

ببین بابا جون

اگر یه لحظه از دنیای طنز و ایجاز خارج شیم، متوجه میشیم که این یه واقعیته که ورود به دنیای مجازی مثل سوار شدن به اتوبوس شرکت واحده. وقتی سوار میشی بجای اینکه احساس ایمنی و راحتی کنی،(متاسفانه) باید حالت تدافعی و هوشیاری  بگیری تا جیب، کیف یا موبایلتو رو نزنن یا ویشگون و . . .

ما ایرونی ها علیرغم اینکه بهترین مردم دنیا هستیم و تنها ساکنین بهشت "ما" هستیم ولی درعین حال نباید از همدیگه احساس ایمنی داشته باشیم. خصوصن در فضای مجازی که ناشناخته ها بیشتره. منظورم شما هستی که باید احتیاط کنی و به هر شاگرد راننده ای رکون و عادت (و بدتر، اعتماد)نکنی.

مطلب دوم اینکه از ناامنی و شیطنت ها هم که بگذریم، خطر دیگری نیز سر راه آدمای دل نازک هست و اون عادت کردن و وابستگی و دلبستگیبه همدیگه های (مجازی)ست که باید ازش پرهیز کرد چونکه گرفتاریای خاص خودشه به دنبال داره. لذا شاید تنها راه حل، در ارتباط مختصره، یعنی موقت، بدون سرنخ و صرفا جهت تفنن. لااقل در مورد حاجیت اینطوره و از اونجاییکه احساس میکنم تو هم دل نازک(دل کوچیکی) داری لذا شاید مصلحت باشه تو هم یه کمی احتیاط کنی(اگر چه بنا بود دل بزرگی داشته باشی، ولی مثیکه نداری).یادت باشه تو فقط یه گل آفتاب گردونی، منم فقط یه شاگرد راننده م  و نه چیزی بیشتر.

تازه ما که یه جورایی پیشاپیش غیب شدن های یه هویی مونو اعلام کرده بودیم و گفته بودیم افسارمون توی دسای اوسا کارمونه. بعدشم شما توصیه کردی قایم موشک بازی نکنیم. خوب از اونورم ما که کلن اهل قایم موشک و در رفتن هسیم. لذا یا باید بریم و دیگه پیدامون نشه یا شما قایم موشک بازیای مارو تحمل کنی. حالا میل، میل شماست. ضمن اینکه ماهم به نوشته های شما عادت کردیم و نوشته های شمارو(چراغ خاموش) میخونیم.

 

آره بابا جون، حالا میگی چکار کنیم، تکلیف ما با این دل کوچیک و مهربون(و لذا به دردنخور) تو چیه؟

چرا نظرارو میبندی خانم؟
من دوس دارم برا هر پست یه نظر کوچولو بزارم:(((
مرثیه ات مرثیه بود....عالی بود عالی
پاسخ:
ممنون. :)
مرثیه ات تلنگر خوبی بود. مرسی :)
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">